ایران کشور کتابخانه‌ها نهاد کتابخانه های عمومی کشور - ایران کشور کتابخانه‌ها
جستجوی سریع در مطالب مجله
صفحه اصلی > کتابخانه
تاريخ انتشار : ۱۳۹۶/۵/۱۲|۱۴:۱۰
خسرو معتضد

تاریخچه کتابخانه‌های عمومی در ایران باستان و پس از اسلام در گفتگو با خسرو معتضد

ایران کشور کتابخانه‌ها

«خسرو معتضد» تاریخ‌نگار و کارشناس مسائل تاریخی در گفتگو با مجله خواندن از تاریخ و تاریخچه کتابخانه‌ها در ایران می‌گوید. او توضیح می‌دهد که در ایران باستان کتابخانه‌ها امکانی در دسترس افراد خاص و درباریان بودند و چون سواد در بین مردم عمومیت نداشت کمتر کسی امکان استفاده از کتابخانه‌ها را داشت. او تأکید دارد که ایران در زمان و مکان هیچ‌گاه عاری از کتابخانه نبوده و به‌عنوان یک مکان مهم حتی در زمان حکومت مغول‌ها محل رفت‌وآمد دانشمندان بوده است.

·         اولین کتابخانه عمومی در ایران در چه تاریخی و چگونه و با چه زمینه‌هایی تأسیس شد؟

ایران همیشه سرزمین کتابخانه بوده است. چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام. در مورد قبل از اسلام می‌توانم به الواح گلی اشاره‌ کنم که در شیکاگو هستند و آنها را متاسفانه به ایران باز نمی‌گردانند و این الواح البته قیمت خارق‌العاده‌ای هم دارند. در روایتی می‌گویند هفتادویک میلیون دلار ولی نادرست است و قیمت بیشتر است. سی لوح گلی در زیرزمین‌های تخت جمشید بوده است. این الواح سال 1321 توسط دانشمند معروف هرتزفلد به شیکاگو برده شد که بر روی آن مطالعاتی انجام دهند. چند سالی در مورد آن مطالعه و بررسی کردند. و قرار بر این شد که به ایران بازگردانند اما اکنون هشتاد سال است که در آنجا مانده و به ایران بازنگردانده‌اند. در حال حاضر نیز، دعوایی میان دانشگاه شیکاگو، دولت ایران و دولت اسرائیل در مورد همین الواح مطرح است آن هم به این دلیل که اسرائیل به هر قیمتی که شده، می‌خواهد به این الواح دست یابد. نه به خاطر قیمت آن. بلکه به این خاطر که در این الواح سندی است که نشان می‌دهد در آن دوران یک دولت یهودی در اورشلیم مستقر بوده است. آن‌طور که من از یکی از اساتید مقیم آمریکا شنیدم، موضوع این الواح این است که چند گزارش در آنها درباره تاریخ اورشلیم در الواح گلی وجود دارد.

·         وضعیت وجود کتابخانه در تاریخ ایران چگونه است؟

قبل از اسلام کتابخانه‌های بزرگی داشتیم. یکی از آنها کتابخانه سنگی است. جالب اینجاست که این کتابخانه‌ها ماندگار شدند. وقتی‌که اسکندر کتابخانه‌ها را آتش زد، این الواح گلی به‌صورت آجر درآمده‌اند. یک‌صد و سی هزار نقش در آنها برجسته شده است. مثلاً در آنها نوشته‌شده است که کارگران تخت جمشید بایستی در طول هفته فلان میزان دستمزد و گوشت گوسفند دریافت کنند. در دوران ساسانیان هم ما به‌طورقطع کتابخانه داشتیم. آثار ششصدکتاب تاریخی اکنون به دست آمده است. مثل گاهنامک. ما کتابی داشتیم بنام «تاریخ صور ملوک فارس». یعنی تصاویر پادشاهان ایرانی (منظور پادشاهان ساسانی است). در سال 130 هجری کتاب مذکور دریکی از کتابخانه‌های خلفای عرب یافت شده است. در پاره‌ای از تحقیقات تاریخی به این کتاب اشاره‌شده است. نظیر «مُروجُ الذَّهَب و مَعادنُ الجَوهَر»که به فارسی نیز ترجمه‌شده  و به معنی چمنزارهای طلایی است.

·         وضعیت کتابخانه‌ها در دوران پس از اسلام چگونه بود؟ با توجه به وجود دانشمندانی که آن دوره داشت کیفیت و نوع بهره‌مندی از این کتابخانه‌ها را هم توضیح بدهید.

از نخستین کتابخانه‌ها بعد از اسلام در کتب مرجع تاریخی نام ‌برده شده است. مثلاً محمدبن جعفر نرشخی در تاریخ بخارا به کتابخانه سامانیان اشاره‌کرده و به زبان فارسی و عربی و چینی در آن کتاب موجود بوده است. از این کتابخانه بوعلی سینا نیز استفاده کرده. بوعلی سینا درباره این کتابخانه می‌گوید: «من به این کتابخانه مراجعه کردم و کتاب به من امانت می‌دادند. و در همان‌جا مطالعه می‌کردم و کتاب را از مکان خارج نمی‌کردم.» سامانیان نقش مهمی در اعطای کتاب به دانشمندان در روزگار خود داشتند. کتابخانه عمومی در آن دوران تأسیس نمی‌شده. چون عموم مردم سواد مطالعه کردن نداشتند. سواد در انحصار عده خاصی بوده است، کسانی که صاحب فضل و دانش بودند. به ‌تدریج بعد از اسلام، به علت تشویق و تأکید اسلام به مردم برای امکان مطالعه قرآن، سواد عمومی‌تر شد و در ایران ادبای زیادی مطرح شدند. کما اینکه فردوسی خرده‌مالک بود. او یک دهقان (طبقه ممتاز روستایی) بود. وی بر بام ده توس می‌نشست و شاهنامه می‌نوشت. فردوسی زبان پهلوی، عربی و زبان کهن ایران نیز می‌دانست. چون معلومات او فوق‌العاده بوده است. شاهنامه ترجمه‌ای است از کتاب‌های شاهنامک، خداینامک و گاهنامک. خداینامک منابع دسته اولی از دوران اسطوره‌ای ایران ارائه می‌داده است.

 

·         این‌گونه که شما می‌گوید کتابخانه‌ها بیشتر یک امکان برای درباریان و نزدیکان آنها تعریف می‌شدند. در دوران  شاهان متأخر که سطح سواد در بین مردم هم بیشتر شده بود  رویکردها نسبت به کتابخانه‌ها چگونه بود؟

ایران از جمله کشورهایی بوده که همیشه کتابخانه داشته و به نحوهای مختلف از آن بهره می‌برده است. ناصرالدین‌شاه کتابخانه شخصی برای خود داشت. اگر به خاطرات اعتمادالسلطنه مراجعه کنید، وی در این خاطرات می‌گوید که اعلی‌حضرت مرا به کتابخانه‌اش برد تا به کتاب‌هایش نظم و ترتیبی بدهم. در دوران صفویه نیز کتابخانه وجود داشته است. مجدداً تأکید می‌کنم که مردم عادی سواد کتاب خواندن نداشتند. کتاب چیزی اشرافی بود. کتاب در دویست یا صد نسخه رونویسی می‌شد. یا مثلاً در دوران تیموریان باوجودآنکه از اولاد مغول بودند، اقدامات مؤثری در مورد شاهنامه فردوسی انجام دادند و قطعاً آنان هم کتابخانه داشته‌اند. ما هرچقدر که به عقب‌تر بازگردیم، مشاهده می‌کنیم که تا چه اندازه کتاب ارزش داشته است. حتی سلطان محمود غزنوی نیز حامی کتاب بوده است. اما بعد از مشروطه میل به مطالعه در بین مردم عادی پدید آمد. عده‌ای باسوادها خیلی کم بود ولی همان طبقه محدودی که باسواد بودند، به کتاب‌خوانی مردم کمک کردند و کتابخانه‌های متعددی به‌تدریج پدید آمد. بهترین کتابخانه در تاریخ مشروطه ایران، کتابخانه سلطنتی بوده اما ورود آن برای عموم آزاد نبوده است. چون متعلق به دربار بود. ناصرالدین‌شاه انسان باذوقی بود. نه‌تنها کتاب از خارج از کشور برای وی می‌آوردند بلکه دستور به ترجمه کتاب‌های خارجی نیز می‌داد. شما اگر به کتابخانه ملی ایران مراجعه کنید، ده جلد از فهرست کتاب‌های خطی بسیار کهنه را خواهید دید که توسط آقای انوار در سال‌های 47-1346 منتشرشده است. بنابراین، کتاب در ایران زیاد در دسترس عموم نبوده است. ولی آنانی که اهل مطالعه و تحقیق بوده‌اند به کتابخانه‌ها مراجعه می‌کردند. 

 

کلید واژه‌ها:
ارسال نظر
captcha
ارسال