چرا مردم باید مطالعه کنند نهاد کتابخانه های عمومی کشور - چرا مردم باید مطالعه کنند
جستجوی سریع در مطالب مجله
صفحه اصلی > کتابخانه
تاريخ انتشار : ۱۳۹۶/۴/۲۳|۱۹:۴۷
تقی آزاد ارمکی/ جامعه شناس

مسئله کتاب‌خوانی در ایران از آمار تا واقعیت

چرا مردم باید مطالعه کنند

تقی آزاد ارمکی جامعه‌شناس و استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران معتقد است که مسئله اساسی در مورد کتاب و مطالعه کتاب در ایران بحث آمار و ارقام و قیاس آن با دیگر کشورهای دنیا نیست بلکه باید به سراغ مشکلی پایه‌ای‌تر رفت و پرسید اساساً با وضعیت کنونی تولید دانش در کشور، مردم چرا باید مطالعه کنند.

 

  • شما به‌عنوان یک جامعه‌شناس چه راه‌حلی برای آمار پایین کتابخانی در ایران می‌توانید پیشنهاد کنید؟

پشت این سؤال یک نگاه آسیب شناسانه وجود دارد. یعنی مردم ما بایستی کتابخوان می‌بودند اما کتابخوان نیستند. به نظر من این نگاه از چند نظر قابل تأمل است. نخست: مردم ایران از چه طریقی می‌توان اثبات کرد که واقعاً کتاب را مطالعه می‌کرده‌اند؟ دوم: به چه دلیل می‌بایست و لازم است، کتاب بخوانند؟ آیا ما شرایطی که در آن زیست می‌کنیم، شرایط مطلوب مطالعه هست یا نیست؟ سوم اینکه، دیگرانی که ما بطور تطبیقی به آنان در کتابخوانی ارجاع می‌دهیم، مثلاً مردم آمریکا، کانادا، فرانسه و ... کتاب می‌خوانند و مطالعه آنان بسیار بالا است و کتاب‌های درست و خوبی هم می‌خوانند؟ همه این نکات که گفتم، به نظرم قابل تأمل است و بحث جدی در مورد آن‌ها صورت نگرفته است. کار تاریخی و جامعه شناختی توسط صاحب نظران این حوزه انجام نشده و پژوهشگران ما طی سال‌های اخیر به طور دقیق پاسخی به این موارد نداده‌اند.

  • یعنی می توان گفت آمارها حرف دقیقی نمی زنند و مسئله جای دیگری است؟

آماری وجود دارد که می‌گوید میزان مطالعه مردم ایران در مقایسه با مردم کشورهای توسعه یافته پایین است. این قیاس  چندان صحیح نیست. چون به لحاظ ساختار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران و نوع مشارکت مردم ما در سرنوشتشان با مردم سایر کشورهای مترقی یکسان نیست. اگر معیارهای یکسانی بین جامعه ایران با جوامع مذکور وجود داشته باشد، می‌توان ادعا کرد که بله آمارها خیلی تفاوت دارند. این قیاس مثل این می‌ماند که بگوییم چرا ترافیک در تهران وضعیت بدی دارد اما در سایر کشورها وضعیت نسبتاً مطلوبی دارد در حالی که میزان ماشین‌های موجود در شهرهای بزرگ دنیا بیش از ماشین‌های موجود در تهران است. علتش این است که ما شهری به نام تهران نداریم که وضعیت ترافیکش مناسب باشد. زندگی در تهران زندگی شهری نیست. تهران به صورت منطقه شهری ساخته نشده است. بنابراین با وجود این، نبایستی وضعیت ترافیک تهران را با سایر شهرهای بزرگ جهان مقایسه کرد و بگوییم چرا مردم ما قانون را مراعات نمی‌کنند. چون مشکل در جای دیگری است و باید از آن منظر بدان پاسخ داد. در مورد وضعیت کتابخوانی نیز در ایران همینطور است. علت اینکه میزان مطالعه در کشور ما پایین است این است که چون ما در نظام اجتماعی زیست می‌کنیم که نیازمند دانش نیست. در واقع کار در آن مبتنی بر دانش نیست و کمتر کاری وجود دارد که بر اساس دانش سامان یافته باشد و دانش منشأ کار، فکر، نوآوری و ... نیست. ما یک نظام اداری داریم که در آن استخدام اشخاص بر اساس یکسری قواعد خاص است و آن هم به سیاست و  نوع نظام برنامه ریزی باز می‌گردد. افراد بر اساس کلیشه‌هایی خاص استخدام می‌شوند. اکثر افرادی که به کاری اشتغال می‌یابند بر اساس تخصصشان به کار گرفته نمی‌شوند. وقتی که کار و شغل بر اساس تخصص نیست، چرا افراد بایستی کسب دانش کنند و نتوانند از آن‌ها بهره ببرند. به همین علت است که افراد بسیار بالایی در معرض مهاجرت هستند. تحصیل کردگان ما یا مهاجرت کرده‌اند، یا می‌روند یا اگر مهاجرت نکرده‌اند توانایی آن را نداشته‌اند. به این ترتیب، دانش، آگاهی و اطلاعات چندان متناسب با نظام اجتماعی ما نیست.

  •  پس باید به دنبال ریشه ها بود؟ اینکه چرا دانشی وجود ندارد که نیاز مطالعه را برانگیزد.

اگر بگویید که جامعه ما جامعه با فرهنگی بوده است و فرهنگ آن مبتنی بر کتاب و کتابخوانی بوده است، اما اکنون از آن وضعیت دور شده‌ایم، می‌توان ادعا کرد که الزاماً اینطور نیست. این‌ها کلیشه‌هایی است که ما بر خودمان بار کردیم و رنج خودمان را بیشتر کرده‌ایم و بیشتر مردم، جامعه، نظام اجتماعی خود را تحقیر می‌کنیم. ما نه آنقدر کتابخوان بوده‌ایم که اکنون دست از کتاب خواندن شسته‌ایم و نه مردم جهان آنقدر کتابخوان بوده‌اند که ما کتاب نمی‌خوانیم و به همین علل با وضعیتی که وجود دارد، باید کتاب بخوانیم. به نظر من به مقداری که نیاز داریم، افراد کتاب و نشریه می‌خوانند و بیش از این نیاز به مطالعه نیست. بنابراین ما باید سؤال را عوض کنیم. ما باید سراغ این مسئله برویم که اساساً چرا مردم باید مطالعه کنند؟ بر اساس چه معیارهایی بایستی کتاب بخوانند؟ چه بهره‌ای از دانش و آگاهی که کسب می‌کنند، می‌برند؟ وقتی که صدا و سیما معتقد است که قصد دارد، فرهنگ عمومی تولید کند و مردم همه آگاهی‌ها را کسب خواهند کرد، دیگر کتاب و دانشگاه معنی ندارد. یک کنشگر حوزه رسانه نقش خود را به درستی ایفا می‌کند. کما اینکه امروز این اتفاق افتاده است. پس باید در پی همان پرسش دومی که عرض کردم برویم و این مسئله را از آنجا پیگیری کنیم.

 

ارسال نظر
captcha
ارسال