درنگی در ضرورت رویکرد علمی به اوقات فراغت نهاد کتابخانه های عمومی کشور - درنگی در ضرورت رویکرد علمی به اوقات فراغت
جستجوی سریع در مطالب مجله
صفحه اصلی > پرونده ویژه
تاريخ انتشار : ۱۳۹۶/۴/۲۶|۱۰:۴۶
اوقات فراغت

اوقات فراغت به مثابه علم

درنگی در ضرورت رویکرد علمی به اوقات فراغت

مفاهیمی مثل تفریح، رفع خستگی، کسب سلامت روانی، لذت، تمدّد اعصاب و افزایش بازده، که همگی ربط مستقیم با اوقات فراغت دارند و محصول آن به شمار می‌آیند، خود، نوعی «کار» است و زمان نمی‌شناسد

 دکتر سیدباقر میرعبداللهی: سخن در باب ضرورت نگاه علمی به موضوع اوقات فراغت را با بیان یک فرض آغاز می‌کنیم: بر مبنای تصورات موجود، اگر گروهی از مردم را به شکل تصادفی انتخاب کنیم و از آنان بخواهیم «اوقات فراغت» را تعریف کنند، پاسخ‌های چندان متفاوتی نخواهیم شنید. نقطه مشترک همه آن پاسخ‌های احتمالی، این باور است که اوقات فراغت، زمان باقی مانده پس از انجام دادن کار موظّف و رسمی است. رویکرد علمی، به شیوه‌ای روشمند و البته با ارجاع به نمونه‌ها، با این «باور عمومی» مخالفت می‌کند و نشان می‌دهد که «اوقات فراغت فقط زمان آزادشده از بار کار نیست»، بلکه فعالیتی اختیاری است که فرد آن را مایه آرامش خود می‌داند و «با کمال میل» انجام می‌دهد و بنابراین ربطی به روزمرگی‌ها ندارد. نکته اینجاست که باور عمومی، اساسا فراغت را «تعریف» نمی‌کند؛ یعنی آن را بر بنیاد حدود و ثغور شناختی اش و به شکلی حتی الامکان جامع و مانع، سامان نمی‌دهد، بلکه آن را بر مبنای پسند شخصی خود و با ارجاع به آنچه هست ـ و نه آنچه باید باشد ـ تفسیر می‌کند. مشکلی که در تلقی «اوقات فراغت به‌عنوان وقت آزاد» وجود دارد آن است که در آن، تعیین مرز میان کارهای ضروری زندگی و وقت آزاد دشوار است. ممکن است کاری که برای بعضی از افراد ضروری است، برای دیگران اختیاری و کاملا غیر مهم باشد. مطابق این تعریف، کارکردهای اوقات فراغت، مربوط به زمان بیکاری نیست تا بخواهیم با برنامه‌های خاصی، زمان فراغت را، به اصطلاح، «پُر» یا «سپری» کنیم.

 به عبارت دیگر، مفاهیمی مثل تفریح، رفع خستگی، کسب سلامت روانی، لذت، تمدّد اعصاب و افزایش بازده، که همگی ربط مستقیم با اوقات فراغت دارند و محصول آن به شمار می‌آیند، خود، نوعی «کار» است و زمان نمی‌شناسد. پس اوقات فراغت، همان زمان بیکاری نیست. ما، در زمان بیکاری، کاری برای انجام دادن نداریم، ولی فعالیت‌های احتمالی ما در اوقات فراغت، متعدد است و تفاوت آن با اوقات دیگر، در «هدف» این فعالیت هاست. فعالیت فراغتی، لزوما از روی اجبار و به‌منظور جلب منافع مادی انجام نمی‌شود و حال و هوای «کار» ندارد. این لحظات، مختص به خود است و با هدف و آرزوی شخصی، ارتباطی یکسره و عمیق دارد و همین فردیّت است که آن را ارزشمند می‌کند و معنایی کم و بیش فلسفی به آن می‌بخشد.

 این ارزشمندی ایجاب می‌کند برای اوقات فراغت نیز، مانند هر فعالیت مختارانه بشری دیگر، «برنامه‌ریزی» کنیم و آن را به شیوه‌ای علمی و مضبوط «آموزش» دهیم. این هدف، یعنی طراحی برنامه‌های آموزش اوقات فراغت، کانونی‌ترین موضوع است. برنامه‌ریزی، آن هم به صورت کلان، لزوما ربطی به پسند و سلیقه شخصی ندارد و نیازمند معیارهای عمومی‌تر و جهانی‌تر است و دقیقا همین جاست که به رویکرد علمی نیازمندیم.

منظور از علم در اینجا عبارت است از «هر حوزه مطالعاتیِ سازمان‌یافته یا مجموعه‌ای منسجم از اطلاعات با هدف توصیف معتبر پدیده‌ها‏». فضاهای متنوعی که مفهوما ذیل مطالعات فراغت طبقه‌بندی می‌شوند، آنقدر گسترده هستند که دامنه وسیعی از گرایش‌ها، بینش‌ها و ارزش‌ها را در بر می‌گیرند. به این نمونه‌ها توجه کنید: تحولات فزاینده و سریع مربوط به رشد تکنولوژی‌های اطلاعاتی و ارتباطی، تغییر در ساختار و تجربه مفهومی اشتغال، تحولات مربوط به تغییر در دوره‌های زندگی (از کودکی تا پیری)، تغییرات ارزشی برآمده از رواج سبک‌های جدید زندگی، مصرف‌گرایی، شیوه‌های جدید مواجهه با دانش و گستردگی طبقه متوسط و تلاش آنها برای رفاه و رشد شهرنشینی. این موارد از جمله زمینه‌هایی هستند که معنا و ظرفیت متفاوتی به پدیده فراغت می‌دهند و جایگاه ویژه‌ای را در میدان فرهنگ به آن می‌بخشند. همین موارد است که، به‌عنوان «مساله»، باعث می‌شود فراغت را در حد و اندازه یک علم ببینیم؛ زیرا هر یک از این موضوعات را یکی از گرایش‌های علمی نمایندگی می‌کند و سامان می‌دهد. گستردگی این زمینه‌های موضوعی و مفهومی، قلمرو موضوعی این حوزه مطالعاتی را با شاخه‌های علمی متنوعی مثل جامعه‌شناسی، روانشناسی، مطالعات رسانه، مطالعات فرهنگی، اقتصاد و مدیریت و رشته‌های مشابه مرتبط می‌‌کند.

 گفتیم که یکی از پیامدهای توجه علمی به اوقات فراغت، برنامه‌ریزی برای آن به قصد آموزش است. این برنامه‌ریزی، آن گاه که موضوع بحث ما فضای ایرانی است، الزامات ویژه خود را دارد. لزوم برنامه‌ریزی اوقات فراغت برای جامعه ایرانی و اسلامی ما باید با توجه به مواد و مصالح این جغرافیای فکری باشد. توجه کنیم که برنامه‌های فراغتیِ مبتنی‌بر فکر دینی، رویه‌ای توصیه‌ای و پیشگیرانه دارد. برای نمونه، دیدوبازدید (به زبان دینی، صله رحم) را می‌توان یکی از فعالیت‌های فراغتی دانست که واجد آثار فردی و اجتماعی است. این سنت، هم توصیه‌ای دینی است (وَالَّذِینَ یصِلُونَ مَا أَمَرَ اللّه بِه آن یوصَلَ... ؛ رعد/ 21) و هم جنبه پیشگیرانه دارد؛ چراکه عمل به آن، زمینه ساز برقراری مجموعه‌ای از ارتباط‌های درون گروهی است که خود عامل پیشگیری‌کننده از برخی چالش‌های شهرنشینی، مانند افسردگی، است. با ارجاع به دامنه معنایی آیه شریفه مذکور، شکل‌های مختلفی از ارتباط (صله) را می‌توان تصویر کرد: ارتباط مالی با نیازمندان (انفاق)، ارتباط عاطفی با والدین (احسان) و ارتباط علمی با متعلمان (تعلیم). نیز در منابع اسلامی نقل شده است که مولا علی (ع) در روز جمعه و به قصد تفریح، به بیرون مدینه می‌رفت. پیداست که تفریح، به‌عنوان فعالیتی فراغتی، جنبه‌های مختلف دارد که فقط یکی از آنها کسب سلامتی جسمی است. پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «سافِروا تَصِحّوا؛ سفر کنید تا سالم بمانید» (بحارالانوار، ج 76، ص 221). می بینید که تفریح، در مقیاس دینی، از آنجا که سلامت جسمانی را هدف گرفته است، زمانمند و مربوط به روزهای بیکاری نیست و بذاته معنا دارد. باتوجه به این نمونه هاست که می‌گوییم اوقات فراغت را نباید با تعطیلات و استراحت اشتباه گرفت.

 چنین است که بر مبنای همین تلقی دینی ــ اخلاقی از اوقات فراغت، امروزه کشورهای توسعه‌یافته، آن را فرصتی برای شکوفایی استعداد و رشد اجتماعی می‌دانند، ولی رویکرد ما به آن، متاسفانه، چنان غیرعلمی است که گویا اوقات فراغت را تهدید می‌دانیم. سال هاست شاهدیم که با آغاز فصل تابستان و تعطیلی مدارس، تمام مراکز فرهنگی رسمی و غیررسمی ما مسابقه «پرکردن اوقات فراغت» می‌گذارند و برنامه‌ریزی برای اوقات فراغت را، که کاری علمی است، تا سرحد سلیقه‌ فرومی کاهند و آن را به عملی استرس زا، پرهزینه، غیرمترقبه، تکراری و افسرده‌کننده بدل می‌کنند. این رویه نادرست و فرساینده البته منحصر به دانش‌آموزان نیست و، در معنایی کلان، به سبک زندگی امروزین ما بازمی گردد. ماجرای درازدامن تعطیلات نوروزی و آیین میهمانی رفتن ما گواه روشن این ادعاست. مراجعه به سنت اصیل اسلامی در این باب و درآمیختن روشمند و عالمانه آن با آورده‌های نوین، فصل جدیدی از پژوهش در این حوزه را خواهد گشود.

 توجه به کارکردهای صحیح مفاهیم فراغتی و پیامدهای آن، جامعه شناسان، روانشناسان، متخصصان تعلیم و تربیت و تربیت بدنی و بعضی دانش‌های دیگر را به لزوم تدبیری درخصوص تدوین و تبیین این مفاهیم به شکل نظام‌مند آگاه ساخته است. «منشور جهانی اوقات فراغت» نیز در پی چنین ضرورتی تدوین شده است. براساس این منشور، که کلیات آن قابل تطبیق بر همه جوامع است، نیاز به تجربه‌های موثر و سازنده فراغتی، هرگز چیزی کمتر از نیاز به مسکن، تحصیلات، اشتغال، سلامت و بهداشت (که به یک معنا امور روزمره ما هستند) نیست. با این حال، ارتقای کیفیت زندگی به صورت اتفاقی رخ نمی‌دهد و مستلزم تلاش مشترک سیاستگذاران، متخصصان فراغت و ارائه‌کنندگان برنامه‌ها در بخش دولتی و خصوصی است.

 تلاش علمی برای تبیین مفهومی اوقات فراغت، زمانی ارزشمند است که اقتضائات بومی، محلی و ملی ما در آنها دیده شود، اما قاعده‌مندی فعالیت‌های علمی در این حوزه، بی‌تردید مستلزم تبین مفهومی موضوع اوقات فراغت از راه گسترش پژوهش‌های دانشگاهی است. از این جهت، گسترش این پژوهش‌ها مقدمه هر نوع نظریه‌پردازی بومی است. ضمن اینکه آگاهی از دستاورد دیگران، در هر حال، مفید و تعیین‌کننده است.



 

ارسال نظر
captcha
ارسال